«بلارت،پسری که نمیخواست دنیا را نجات دهد» در بخش ترجمه کاندید دریافت کتاب سال شد
هرچند یک سال برای مجوزش
جنگیدیم و بعد هم خوب پخش نشد، با اینحال همیشه این کتاب را از دیگر
کارهایم بیشتر دوست داشتم. حالا خواندم که کنار کتابهای خوبی نشسته و در
بخش ترجمه کاندید کتاب سال شده.
بلارت؛ پسری که نمیخواست دنیا را نجات بدهد.
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۲ ساعت 23:58 توسط مسعود ملک یاری
|
اوایل یک سال خورشیدی، زمانی که آدمها از کشتن هم به صورت درهم و فله ای بدجوری شرمنده بودند و همزمان با سالهایی که در هر گوشه از جهان، عدهای مشغول کنترل جمعیت بودند و همدیگر را به هر دلیلی ولو سیاهی گردن و کپلشان، نقره داغ می کردند، به دنیا آمدم. دوست داشتم بزرگ که شدم شیر بشوم اما بعدها که عقلم رسید فهمیدم که می شود چیزهای بهتری هم شد و تصمیم گرفتم که نویسنده بشوم. مدتها طول کشید و مواد و انرژی فراوانی تلف شد تا فهمیدم بهتر بود همان آرزوی اول را دنبال می کردم. به هر حال حق اشتباه مال همه است، مگر اینکه چیز معرکه تری کشف بشود.