«حیوان داشتن» با «زندگی با حیوانات» توفیر دارد؛ زیاد. آن‌که با حیوانات زندگی می‌کند درک می‌کند که هیچ سگی تا به حال به دوستش دروغ نگفته است یا هیچ گاوی همنوعان خود را شکنجه و زندانی نکرده است. هیچ غازی به حسادت دیگر پرندگان را با تیر نزده و هیچ زبان بسته‌ای از مرگ دیگر موجودات خوشحال نشده است. صفاتی در حیوانات هست که انسان از عمل به آن‌ها ناتوان است. درکش شاید. خداوند در خلقت ظلم زیادی به انسان کرده است. ما آدم‌های بدبخت ناحیوانیم.