شما که افتاده‌ای نوحه‌سرایی می‌کنی برای مرغ و عکس مردم نادان را می‌گذاری که مظلومانه به دنبال ماشین مرغ دو هزار تومان ارزان‌تر می‌دوند، امیدوارم آنقدر انصاف داشته باشی که این چند خط را حمل بر شکم‌سیری و طرفداری از گرانی نکنی.
عزیز من.
تمام ماجرای این‌که ما حق داریم هر چه می‌خواهیم بخوریم و دولت گند زده به افتصاد خانواده و فلان و فلان درست.
ولی کوفت بخوری. مرغ که نان نیست که اگر نخوری بمیری. شیر نیست که اگر به بچه‌ات ندهی ضعیف شود. سبزی نیست که اگر نخوری فلان خونت کم شود. مرغ است؛ گوشت مضر هورمونی که جز درد و مرضت افزون نمی‌کند. حالا دو ماه نخوری تا بماند روی دست صاحبانش و مجبور شوند ارزانش کنند، می‌میری؟ بعضی‌ها حق‌شان است دنبال هویج بدوند یک چماق هم بالای سرشان باشد.
عادت کرده‌ای به مرغ؟ مرغ دوست داری؟ خب برو هزار کوفت دیگر بخور این‌قدر شأن و منزلت خودت و خانواده‌ات را پایین نیاور. آخر فهمیدن این‌که بهترین راه مبارزه با گرانی تحریم است، این قدر سخت است؟
می‌گویی آقا جان شما که مجردی، خانواده‌ات هم که ماشین دارند، مسافرکشی هم که نمی‌کنی، تو چرا دیگر پراید نه میلیونی می‌خری؟ می‌گوید ناچارم. راهم دور است. بعد برایش حساب می‌کنی می‌بینی با این مخارج با آژانس همه‌جا برود به نفعش است ولی باز لبخند می‌زند و بحث را عوض می‌کند. خب عزیزم بگو مشکل فراخی داری نه ناچاری.
می‌گویی وقتی نداری خب گوشت کیلویی فلان را نخر، در جدول مواد غذایی هزار جایگزین دارد، می‌گوید هیچی گوشت نمی‌شود.
می‌گویی یک هفته لبنیات را تحریم کنید ببینید به چه هول و ولایی می‌افتند، به عمرش شیر نخورده عمدا می‌رود همان روز شیر می‌خرد.
می‌گویی مخابرات و صندوق صدقات شده پول تو جیبی آقایان و هر روز گردن‌شان را کلفت‌تر می‌کند، باز قبل از سفر چند تا اسکناس می‌اندازد تو صندوق، تمام مدت هم با موبایلش حرف می‌زند.
شما که افتاده‌ای برای این مردم نوحه‌سرایی می‌کنی، به کارت ادامه بده.

من بچه‌ی صف نان و شیر و نفت و کپسول گازم. سه کیلومتر باید راه می‌رفتم تا بیست تا نان لواش بخرم و برگردم. همین حالا هفتصد تومان درآمد دارم پانصد تومان اجاره‌خانه. شش تا بچه بودیم که با کوپن پنیر و قند و شکر بزرگ شده‌ایم پس شکم سیر نیستم؛ چشم و دل سیرم.

از کسانی هستم که نان خشک سق می‌زنند ولی اجازه نمی‌دهند کسی غرورشان را لگد مال کند. ما یاد گرفته‌ایم جلوی سگ و گربه هم با احترام غذا بگذاریم.

امید به خدا، چشم و دلت سیر.