بیناب تازه
دو سال پیش مطلب مفصلی از ویکتوریا الکساندر برای دو ماهنامه ی بیناب ترجمه کردم که بخش اولش در جامعه شناسی هنر (2) (شماره چهاردهم / زمستان 88) و بخش دیگرش پس از دو سال در شماره اخیر جامعه شناسی هنر (3)(شماره نوزدهم / خرداد 90) منتشر شده است. این هم از معجزات نشریات تخصصی ماست که کارها نه، بلکه خاطرات ما را منتشر می کنند.

+ نوشته شده در جمعه چهارم آذر ۱۳۹۰ ساعت 15:20 توسط مسعود ملک یاری
|
اوایل یک سال خورشیدی، زمانی که آدمها از کشتن هم به صورت درهم و فله ای بدجوری شرمنده بودند و همزمان با سالهایی که در هر گوشه از جهان، عدهای مشغول کنترل جمعیت بودند و همدیگر را به هر دلیلی ولو سیاهی گردن و کپلشان، نقره داغ می کردند، به دنیا آمدم. دوست داشتم بزرگ که شدم شیر بشوم اما بعدها که عقلم رسید فهمیدم که می شود چیزهای بهتری هم شد و تصمیم گرفتم که نویسنده بشوم. مدتها طول کشید و مواد و انرژی فراوانی تلف شد تا فهمیدم بهتر بود همان آرزوی اول را دنبال می کردم. به هر حال حق اشتباه مال همه است، مگر اینکه چیز معرکه تری کشف بشود.