طالبوف خوانی (3)
در ایران حکومتها را میفروشند، مالیاتها را به اجاره میدهند، هرکس برای خود حقی میتراشد، بیرون از دایرهی اختیاراتش ریاست میکند، مظلومین به کشورهای بیگانه مهاجرت مینمایند، و اجامر و اوباش به اسم نوکر باب و فراش، به چاپیدن مردم میپردازند. خلاصه اینکه روح حکومتهای مطلقه ظلم است و خودسری و حرکات وحشیانه. دیدهایم که با برافتادن یا مرگ ستمگری، ستمگری دیگر جای او را گرفته و رشتهی بیدادگری را امتداد داده است. اجداد ما با این زحمت و مصیبت زندگی مینمودند.{...} گوشهنشینی خردمندان و قدرت بیخردان و اراذل از آثار حکومت مطلقه است.
اندیشههای طالبوف تبریزی؛ فریدون آدمیت
کتاب احمد
+ نوشته شده در شنبه چهارم تیر ۱۳۹۰ ساعت 13:12 توسط مسعود ملک یاری
|
اوایل یک سال خورشیدی، زمانی که آدمها از کشتن هم به صورت درهم و فله ای بدجوری شرمنده بودند و همزمان با سالهایی که در هر گوشه از جهان، عدهای مشغول کنترل جمعیت بودند و همدیگر را به هر دلیلی ولو سیاهی گردن و کپلشان، نقره داغ می کردند، به دنیا آمدم. دوست داشتم بزرگ که شدم شیر بشوم اما بعدها که عقلم رسید فهمیدم که می شود چیزهای بهتری هم شد و تصمیم گرفتم که نویسنده بشوم. مدتها طول کشید و مواد و انرژی فراوانی تلف شد تا فهمیدم بهتر بود همان آرزوی اول را دنبال می کردم. به هر حال حق اشتباه مال همه است، مگر اینکه چیز معرکه تری کشف بشود.