فیه ما فیهخوانی (4)
هر که محبوب است، خوب است و لازم نیست که هر که خوب باشد، محبوب
باشد. خوبی جزو محبوبی است و محبوبی اصل است...
در زمان مجنون خوبان بودند از لیلی خوبتر اما محبوب مجنون نبودند. مجنون را میگفتند که از لیلی خوبترانند بر تو بیاریم. او میگفت که آخر من لیلی را به صورت دوست نمیدارم و لیلی به دست من همچون جامی است، من از آن جام شراب مینوشم. پس من عاشق آن شرابم که از او مینوشم و شما را نظر بر قدح است از شراب آگاه نیستید. اگر مرا قدح زرین بود مرصع به جوهر و درو سرکه باشد یا غیر شراب چیزی دیگر باشد، مرا آن به چه کار آید؟
کدوی کهنه شکسته که درو شراب باشد به نزد من به از آن قدح و از صد چنان قدح. این را عشقی و شوقی باید تا شراب را از قدح بشناسد. {...}
صورت این خلقان همچون جامهاست و این علمها و هنرها و دانشها نقشهای جام است. نمیبینی که چون جام شکسته میشود آن نقشها نمیماند؟
پس کار آن شراب دارد که در جام قالبهاست و آنکس که شراب را مینوشد و میبیند.
فیه ما فیه / 72
در زمان مجنون خوبان بودند از لیلی خوبتر اما محبوب مجنون نبودند. مجنون را میگفتند که از لیلی خوبترانند بر تو بیاریم. او میگفت که آخر من لیلی را به صورت دوست نمیدارم و لیلی به دست من همچون جامی است، من از آن جام شراب مینوشم. پس من عاشق آن شرابم که از او مینوشم و شما را نظر بر قدح است از شراب آگاه نیستید. اگر مرا قدح زرین بود مرصع به جوهر و درو سرکه باشد یا غیر شراب چیزی دیگر باشد، مرا آن به چه کار آید؟
کدوی کهنه شکسته که درو شراب باشد به نزد من به از آن قدح و از صد چنان قدح. این را عشقی و شوقی باید تا شراب را از قدح بشناسد. {...}
صورت این خلقان همچون جامهاست و این علمها و هنرها و دانشها نقشهای جام است. نمیبینی که چون جام شکسته میشود آن نقشها نمیماند؟
پس کار آن شراب دارد که در جام قالبهاست و آنکس که شراب را مینوشد و میبیند.
فیه ما فیه / 72
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 1:36 توسط مسعود ملک یاری
|
اوایل یک سال خورشیدی، زمانی که آدمها از کشتن هم به صورت درهم و فله ای بدجوری شرمنده بودند و همزمان با سالهایی که در هر گوشه از جهان، عدهای مشغول کنترل جمعیت بودند و همدیگر را به هر دلیلی ولو سیاهی گردن و کپلشان، نقره داغ می کردند، به دنیا آمدم. دوست داشتم بزرگ که شدم شیر بشوم اما بعدها که عقلم رسید فهمیدم که می شود چیزهای بهتری هم شد و تصمیم گرفتم که نویسنده بشوم. مدتها طول کشید و مواد و انرژی فراوانی تلف شد تا فهمیدم بهتر بود همان آرزوی اول را دنبال می کردم. به هر حال حق اشتباه مال همه است، مگر اینکه چیز معرکه تری کشف بشود.