فیه ما فیهخوانی (2)
هرچند که زن را امر کنی که پنهان شو، او را دغدغهی خود را نمودن بیشتر شود
و خلق را از پنهان شدن او رغبت به آن بیش گردد. پس تو نشستهای و رغبت را
از دو طرف زیادت میکنی و میپنداری که اصلاح میکنی. آن خود عین فساد است.
اگر او را گوهری باشد که نخواهد که فعل بد کند، اگر منع کنی و نکنی، او بر
آن طبع نیک خود و سرشت پاک خود خواهد رفتن. فارغ باش و تشویش مخور و اگر
به عکس این باشد باز همچنان بر طریق خود خواهد رفتن.
منع، جز رغبت را
افزون نمی کند.
.
فیه ما فیه 88
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 1:33 توسط مسعود ملک یاری
|
اوایل یک سال خورشیدی، زمانی که آدمها از کشتن هم به صورت درهم و فله ای بدجوری شرمنده بودند و همزمان با سالهایی که در هر گوشه از جهان، عدهای مشغول کنترل جمعیت بودند و همدیگر را به هر دلیلی ولو سیاهی گردن و کپلشان، نقره داغ می کردند، به دنیا آمدم. دوست داشتم بزرگ که شدم شیر بشوم اما بعدها که عقلم رسید فهمیدم که می شود چیزهای بهتری هم شد و تصمیم گرفتم که نویسنده بشوم. مدتها طول کشید و مواد و انرژی فراوانی تلف شد تا فهمیدم بهتر بود همان آرزوی اول را دنبال می کردم. به هر حال حق اشتباه مال همه است، مگر اینکه چیز معرکه تری کشف بشود.