ادبيات مذهبي در امريكا
پل گاجار
مسعود ملك ياري
خواندنيهاي چاپ شده مذهبي در امريكاي شمالي تاريخ مطولي دارد و بين انقلاب و جنگ داخلي اين كشور، ادبيات مذهبي در هر نوع و شكلي فرهنگ نوپاي اين سرزمين را اشباع كرد. اين ماجرا به قرن ششم برميگردد، زماني كه در سال 1539، خوئان پاولوس ايتاليايي براي راهاندازي دفتر نمايندگي تحت فرمان اولين اسقف كاتوليك، پا به مكزيكو سيتي گذاشت. از آن زمان، بخش عمدهاي از آنچه در امريكا منتشر شد، مشخصاً رگههاي مذهبي داشت. يك قرن بعد، پيوريتانها به ارتباط ميان مذهب و نشر در حوزه انتشارات خود و فعاليت هاي ادبيشان ادامه دادند. در 1639 اولين ماشين چاپ در محلات امريكايي بريتانيا، در محله بِي ماساچوست ساخته شد. در سال 1640 اولين كتاب اين محلات توسط اين ماشين منتشرشد: كليات سرودهاي مذهبي (يا سرودهاي مذهبي بي كه از بين معروفترين سرودهاي مردمي جمعآوري شد).
پيشرفت كار صاحبان نشر امريكايي و گسترش آنها در نواحي بريتانيايي، ارزش بالاي فوقالعادهاي در محله بي ماساچوست پيدا كرد. در همين موقع، اين چاپها در سرتاسر جهان يكي از بهترينها بودند و اين به خاطر كثرت پيوريتانهاي تحصيل كردهاي بود كه به اين مناطق مهاجرت كرده بودند. اين پيوريتانها بر اين باور تزلزل ناپذير بودند كه همگان ميبايست بتوانند به تنهايي انجيل را بخوانند. اعتقاد به لزوم خواندن كتاب مقدس توسط همه، كمك كرد تا اولين قانون آموزش در محلات بريتانيايي در سال 1642 تصويب شود و راه را براي انتشار دهها عنوان كتاب مذهبي در ولايات باز كرد. به هنگام درگيريهاي انقلاب، قريب به پنجاه ماشين چاپ در محلات مختلف فعال بود. بخش اعظم آنها در نيوانگلند يافته بود. نواحي شمال شرق ايالات متحده به ويژه بوستون، فيلادلفيا و نيويورك، با تاريخ طويل ادبيات و نشرشان، در اواخر قرن هجده و اوايل قرن نوزدهم به مركز نشر در ايلات متحده تبديل شدند.
در قرن هجدهم، چاپخانههاي امريكايي يك خروار كتاب با عناوين مختلف چاپ كردند؛ از سالنما گرفته تا نسخه قراردادهاي حكومتهاي محلي. در اين ميان، مهمترين بنگاههاي نشر آثار عامه پسند - و در نيز به لحاظ مالي نان و آب دار - به واعظان پروتستان تعلق داشت. يك عالم مذهبي به نام هري استاوت، حساب كرد كه در نيوانگلند در زمان انقلاب، قريب به پنج ميليون موعظه مختلف در نواحي گوناگون امريكا، نوشته و ارائه شد. كليسا روهاي هفتگي مناطق مختلف در طول عمرشان به طور ميانگين به 7000 موعظه گوش دادند. شايد مشهورترين چاپخانه امريكايي قرن هجدهم، بنگاه بنجامين فرانكلين فيلادلفيا، درآمد چشمگيري از چاپ مواعظ مشهورترين مبلغ دوره گرد روزگار به جيب زد. اين واعظ جرج ويتفيلد بود كه ظرف يكسال از قرار مسموع، هشتصدهزار نفر را موعظه كرد. سپس موعظه امريكايي عامه پسند و همگاني بود كه آموزگار و دولتمرد، ادوارد اورت ، مي خواست اين را همچون يكي از پايههاي سنت ادبي استثنايي كشور به دست دهد.
صرفاً اينكه چهقدر نزديك ازدواج ميكنند مذهب و فرهنگ مكتوب امريكا بودند قبل از جنگ داخلي در دهه 1820 بسيار واضح تبديل شدند، نقطه عطف اين دهه براي نشر در ايالات متحده. در حاليكه چاپ بيش از 2000 نسخه از يك كتاب تا قبل از سال 1820 نرخ استاندارد بود، برخي عوامل در طول دهه بعدي درهم ادغام شدند براي توانمند كردن ناشران براي چاپ صدها هزار نسخه مختلف از موضوعاتي كه دلشان ميخواست. ترقي در تكنولوژي صنعت چاپ و نشر از جمله صنعت كاغذ و سرعت چاپ و كليشهسازي، همه در اين تغيير دست داشتند، همچون كاركرد كليد تغييرات فرهنگي جامعه امريكا، برخي همچون قيام معيارهاي ادبي زنان، اعمال فشاري براي ايدئولوژيهاي جورواجوري كه به فعاليت خواندن از رفاه تا نياز (گيلمور 50-1989:1) و شبكههاي نقل و انتقال بهتر براي كمك به اشاعه چاپ مطالب بازگشت. اين عوامل متعدد دست به دست هم دادند تا ايالات متحده را به جامعهاي مبدل كنند كه به طور روزافزوني بوسيله قدرت نشر ساخته شد، پيش رفت و آسيب ديد.
در زمان رخ دادن اين تغييرات بنيادين و ارزشمند، عاملي بوجود ميآيد كه رسانههاي جمعي واقعي داخلي دارد منشأشان در انتشارات مذهبي. ديويد پل نورد با اطمينان در اين باره استدلال ميكند كه اين رويكرد به خاطر پيشنهادات قابل ملاحظه و بيوقفه بنگاههاي چاپ و نشر دو بنياد مذهبي ايجاد شد؛ انجمن كتاب مقدس آمريكا (تأسيس شده در سال 1816) و انجمن رساله (1825) كه آمريكاييهاي فراواني را در معرض اولين حجمه خواندنيهاي منشر شدهشان قرار ميدادند كه به طور طبيعي اين آثار، مذهبي بودند. (نورد 1984)
قبل از پرداختن به معروفترين نويسندگان، آثار و جريانات ادبي، اين كاملاً موشكافانه است براي فهم كه از طريق اواخر دهه 1820، انجمنهاي رساله و انجيل، حكم رهبران بلامنازع صنعت چاپ و نشر و توزيع كتاب در آمريكا را داشتند. نوآوريها و اختراع حروف سربي در صنعت چاپ، امكان چاپ روي صفحات متعدد را پديد آورد و جاي سيستم سنتي را گرفت. اين تكنيك براي اولين بار در آمريكا و در توليد يك توضيحالمسائل توسط جان واتس به كار گرفته شد. انجمنهاي كتاب مقدس و رساله تصميم گرفتند تا اين تكنيك را براي چاپ انجيلها، كتابها، رسالات و جزوات در تيراژي بيسابقه در آن دهه، قبل از آنكه بنگاه معروف نشر ادبي هارپر و برادران تبديل به اولين مؤسسه نشر كتابهاي غيرمذهبي شده و از پيشرفت صنعت چاپ در دهه 1830 استفاده كنند، به كار گيرند.
اين دو انجمن با دستگاه چاپ دنيل تردول كه با موتور بخار كار ميكرد و در اواخر دهه 1820 به بازار آمد، به لحاظ قدرت نشر همواره در صدر بودند. تا سال 1829، انجمن كتاب مقدس آمريكا، شانزده دستگاه از ماشين چاپهاي تردول را نصب و راهاندازي كرد و در همين حين انجمن رساله مشغول بهرهبرداري از نه دستگاه بود (نورد 11-1984:10). تيراژ اين مؤسسات چاپ و نشر قابل توجه است. اين انجمنها افزايشي بالغ بر 2000 نسخه بيش از ميزان توليد اوايل قرن نوزدهم پيدا كردند. در اواخر دهه 1820، انجمن كتاب مقدس 300000 نسخه انجيل و انجمن رساله شش ميليون رساله در سال منتشر ميكردند (گاجار 1999:30 ؛ نورد 1984:22).
سيستم پخش كتاب اين انجمنها هميشه منظم و گسترده بود و به طرز چشمگيري به اقصي نقاط كشور دسترسي پيدا كرده بودند كه البته اين مهم به مدد راهآهن دهه 1840 ميسر شد. اين دو انجمن با استفاده از هر دو عامل شبكه گسترده نمايندگيهاي داوطلب و شبكه خوشنامترين كليساهاي پروتستان و مدارس مذهبي آنزمانِ تمام دستههاي گوناگون فرقهها، با هم تركيب شدند و به توليد و توزيع حدود شش ميليون نسخه اثر ادبي مذهبي در طول جنگ داخلي پرداختند. توانايي آنها براي بهرهبرداري از شبكههاي موجود به آنها نيروي بيشتري براي تحت پوشش قرار دادن تمام كشور داد، به ويژه نواحي مرزي كه از دسترس ديگر ناشران به دور بود.
***
با توجه به اين پيشينه فرهنگ مكتوب مسلماً ازخواندنيهاي مذهبي لبريز شد، كسي ميتواند شروع به درك گسترش اشكال گوناگون داستانهاي مذهبي در روزگار معاصر ايالات متحده كند. تاريخ صنعت نشر در آمريكا فرهنگ مكتوب غني مسيحيت را در خلال سالهاي جنگ داخلي پيريزي كرد، اگرچه به طبعيت از اين جوشش، ديگران نيز در رشد و نمو ادبيات مذهبي همصدا شدند. اين توفق جمعي در درجه اول به حال شكوفايي سنت ادبيات مسيحي سودمند بود و بعد منجر به ايجاد چشماندازي وسيعتر در عرصه سنت ادبيات مذهبي شد چرا كه عقايد مختلفي نيز سربرآورده بودند.
انزجار عميق پروتستانهاي آمريكايي از رمان، ريشه در اعتقادات مذهبي قرن هفدهم داشت؛ زماني كه رهبران ديني و به تبع آنها اغلب اديبان جنبش پيوريتان، هرگونه اثر ادبي را به باد انتقاد ميگرفتند كه توجه مردم را از خواندن كتاب مقدس و زندگي منحرف ميكرد





