تبليغاتX
مک پک دونده








سلام عبداله
حالت خوبه؟ قبل از هرچیزی لازم است بگویم من می‌دانم که اسم اصلی تو چستر فیلد است و برای همین هم هست که درازآویز زینتی به گردنت می‌اندازی. چون بریتیش و شرابخواری. حالا هی برو به همه بگو اسمت عبداله است. مثلاً فکر کردی هومن رفته اسمش را گذاشته سیکِ هندی کسی نمی‌‌فهمد اسمش چه بوده قبلاً؟ یا امیر سی. جی را می‌شناسی؟ نمی‌شناسی؟
بگذریم.

عبداله من برایت شعر گفته‌ام:


الا ای مرغ آشفته نکن هی
خودت را آش و لاش و شهره‌ی شهر
بیا پتروس شده، در کار سولاخ
به انگشتی فرو، در مدخل بحر
دندون دندونم کن (2 بار)

یکی بدجور دستان کجی داشت
یکی خاشاک‌وش، تا حلق، پر«چیز»
همان مغ‌بچه، کاری کرد با این
که رأیش «چیز» گشت و پتروسش نیز!
بیا بپریم تو صندوق (چندبار)

شنیدستم که تو هم «چیز» گفتی
شدی خاشاک افغان، پتروس شرق
بیا برگرد زین راه خطرناک
بیا این سیم، این هم پریز برق
بازم بپریم تو صندوق (حال داد)


خب بسه. حالا نامه
عبداله! چرا می‌گویی تفلب شده؟ حتماً باید بگیرم بهت صحبت کنم که بفهمی تقلب نشده؟ مگر همه جهان به خصوص سرور رئیس‌جمهورهای جهان، آن برنامه‌ریز، آن اداره‌کننده، آن محبوب دل‌ها، به کرزای تبریک نگفت؟ حالا تو با آن درازآویز زینتی آمده‌ای چی می‌گویی؟ بدم مرآتی باهات مصاحبه کنه؟ بدم قبلش باهات مصاحبه کنن؟ بدم قبل از مصاحبه باهات صحبت کنن؟ بدم موقع صحبت باهات نوشابه؟ پتروس بازی در میاری؟ همون کاری رو باهات بکنم که پتروس با سوراخ دیوار شلم‌رود کرد؟ عبداله!  بگم به همه که اسم واقعیت چیه؟ به هومن بگم اسم واقعیتو بذاره تو فیس بوک سکه یه پول شی؟ درازآویز! شرابخوار! اینترنت! منگول!  کجکی!
شنیده‌ام چند روز مانده به انتخابات و شما افتادی دنبال حذف وزیر و وکیل و این و اون. خب نکن آقاجان من. خسته می‌شی صبح انتخابات خواب می‌مونی، حامد اول می‌شه، بعد هی می‌شینی پشت سر این و اون حرف می‌زنی که آی مردم پتروس  رو کشتن! آی بیاین که تقلب شده! جای این کارا برو صندوق‌ها را پر کن! برو یه کاری بکن.

حالا شعر:
(هرآن‌چه سهم من از این شعر است را به امیر سی.جی تقدیم می‌کنم)

گفته بودم به تو من، من به تو گفتم از جلو
تو به من هیچ نگفتی، به که گفتی از عقب؟
شریان شتکانت، همه خاشاک نبود
از جلو «چیز» نگو تا نره چیزی از عقب
تو همه خار مغیلان به غم پتروس زارت
نتپاندی، نتکاندی، نَسِپُختی از عقب
هومنا مرد نکونام نمیرد هرگز
مرده آن است که نوشابه نَسُفتی از عقب


سه شنبه پنجم آبان 1388ساعت 19:6 توسط مسعود ملک یاری