نگاهی به «فرزندان هورین»
آخرین اثر منتشر شدهی جی. آر. آر. تالکین
{این مقاله در شماره 144/مهر کتاب ماه کودک و نوجوان منتشر شده است}
گردآوری و ترجمه:
مسعود ملکیاری

نویسنده: جی. آر. آر. تالکین
ویراستار: کریستوفر تالکین
طراح جلد: آلن لی
کشور: انگلستان
زبان: انگلیسی
ژانر: فانتزی والا
ناشران : هارپر کالینز (در بریتانیا)
هاوتن میفلین (در امریکا)
تاریخ انتشار: آوریل 2007
ISBN 0618894640
ISBN 978-0618894642
ترجمه فارسی:
فرزندان هورین (به پیوست حدیث تور و آمدن او به گوندولین)
نویسنده: جی. آر. آر. تالکین
مترجم: رضا علیزاده
سید ابراهیم تقوی
ناشر: انتشارات روزنه
نوبت چاپ: اول، 1388
تعداد صفحات: 432
تیراژ: 2000 نسخه
شابک: 0-292-334-964-978
اشاره:
جک زایپس در کتاب «سنت بزرگ قصههای پریان: از استراپارولا و بازیله تا
برادران گریم» سخنی از تالکین درباره کارکرد فانتزی نقل میکند:
« تالکین در مقاله خود «یادداشتی بر قصههای پریوار» عبارتی سودمند برای
درک تسلط پرقدرتی که ادبیات فانتاستیک بر خوانندگان خود دارد مطرح میکند.
عبارت eucatastrophe (یا پایان خوشِ) تالکین، لذت و «تسلی» ناشی از
گرهگشایی خودکفا – و اغلب شاد- هر فانتزی موفقی را شرح میدهد. او بیان
میکند که « این نشانه یک داستان پریوار خوب است، نشانه یکی از بهترین و
کاملترین انواع آن که اگرچه رخدادهایش بیحساب و کتاب اند، و هرچند
فانتاستیک یا ماجراهایش هولناکاند، اما میتواند با «شوکی» که با خود
همراه دارد، و آن را به بچهها یا کسانی که به آن گوش میدهند منتقل
میکند، نفسها را در سینه حبس کرده، دلها را به تاپ و توپ بیاندازد تا
آنجا که نزدیک است قلب در سینه منفجر شود. فانتزی همانقدر مطلوب است که
هر شکلی از هنر و ارزش یگانهای با آنها دارد. »
این سخن میتواند دروازه راهنمایی باشد برای پی بردن به تلقی تالکین از
ادبیات فانتاستیک و هدفی که او از نوشتن حماسههای نوین و مدرن خود در سر
داشته است. دروازه ورود به دنیای تالکین که هم اسطورهشناس است و هم
نویسنده؛ هم از ساختار حماسههای کهنی چون ترانه نیبلونگن، شاهنامه و مرگ
مارکو کرالیویچ با خبر است و هم رگ خواب خواننده هیجانزده معاصر را در
دست دارد. البته در ایران چون هنوز بسیاری تالکین را با آن فیلمهای
هالیوودی و {نسبت به خود رمانها} کممایه میشناسند، خیلی دور از ذهن
نیست اگر نام تالکین را بیاوری و طرفت او را با رولینگ و آر.آر استاین
داخل یک طبقه بگذارد.
به هر حال فرزندان هورین، رمان حماسی فانتاستیکی است که حسن ختامی بر
قصههای تالکین به حساب میآید. نخستین نسخه کتاب را تالکین در دههی 1910
نوشت و هرچند طی سالهای پس از آن بارها و بارها بازنویسیش کرد ولی هرگز
نتوانست تا پیش از مرگ خود در سال 1973 منتشرش کند. پسرش کریستوفر تالکین
با تلاش برای ادامه کار با روایتی شبیه و همساز روایت پدر، دستنویسهای
او را ویرایش و تکمیل کرد و در سال 2007 به عنوان اثری مستقل به چاپ
رساند. این اثر امسال با ترجمه رضا علیزاده و سید ابراهیم تقوی توسط
انتشارات روزنه منتشر شده است.
فرزندان هورین در آوریل 2007 توسط انتشارات هارپر کالینز در بریتانیا و
کانادا و هاوتن میفلین در امریکا منتشر شد. آلن لی طراح و تصویرگر آثار
پیشین تالکین ( هابیت و ارباب حلقهها) جلد و تصاویر داخل این کتاب را به
خوبی طراحی کرده است. کریستوفر هم مقاله و ضمایمی در باب فرگشت و تحول
قصه، الواح تبارشناسانه گوناگون و بازسازی نقشه بلریاند نوشته است.

تالکین بارها خاطر نشان ساخته بود که قصد داشته تا رویدادگاه داستانش را
جایی بهروی زمین در هزاران سال پیش نشان دهد ، هرچند همخوانی جغرافیایی و
تاریخی با جهان واقعی نابسنده به نظر آید. در آثار او انسانها و موجودات
انسانواره و الف ها، دورف ها و اورک ها به خوبی موجودات ورجاوندی چون
مایار و والار در اراضی سرزمین میانه سکنی میگزینند. داستان بر انسانی از
خاندان هادور یعنی تورین تورامبار (ارباب تقدیر) و خواهرش نیهنیل نینیل
(دوشیزه اشکها) متمرکز میشود؛ کسانی که در پی پدر نفرینشدهشان هورین ،
توسط ارباب تاریکیها مورگوت طلسم شدهاند. زمان رویدادهای این قصه به
بیش از 6500 سال پیش از جنگ حلقه برمیگردد. تالکین در نامهای طولانی که
سه سال پیش از انتشار یاران حلقه در تشریح اثر خود نوشت، در فرازی که
بسیار نقل شده است، از بلندپروازیهای اولیهاش میگوید:
«روزی روزگاری (که از آن زمان تا کنون تاج از سرم افتاده) قصد داشتم
پیکرهای از افسانههای کم و بیش مرتبط با یکدیگر بسازم، از افسانههای
بزرگ کیهانآفرینی گرفته تا چیزهایی در سطح قصههای رمانتیک پریان- تا،
آنکه بزرگتر است بر پایه آنکه کوچکتر است و مرتبط با زمین بنا شود و
آن که کوچکتر است شکوهاش را از پسزمینه وسیع بگیرد... میخواستم تعدادی
از این قصههای بزرگ را به طور کامل نقل کنم، و بسیاری را در حد طرح
داستانی باقی بگذارم. »
پیشزمینههای داستان
آدام تالکین نوه جی. آر. آر تالکین در مورد این اثر مینویسد:
«فرزندان هورین خواننده را به دورانی پیش از زمان ارباب حلقهها میبرد،
به دورانی از سرزمین میانه که هنوز نشانی از هابیتها نیست، به زمانی که
هنوز دشمن بزرگ مورگوت، والاری منحرف بود و سائورون فقط مباشر او بود. این
رمانس حماسی قصه انسانی به نام هورین و سرنوشت غمانگیز خانواده او است.
هورین زهره مبارزه با مورگوت را دارد و قصه با سفر پسرش تورین تورامبار به
سرزمین گمشده بلریاند ادامه مییابد...»
تاریخ و تبار کاراکترهای اصلی قصه در همان جملات نخستین مطرح میشوند، و
زمینه قصه نیز بر اساس فصلهایی از سیلماریلیون {اثر دیگر تالکین} بنا
شده است. داستان از 500 سال پیش از ماجرای اصلی کتاب آغاز میشود، زمانی
که مورگوت، این موجود روحانی جاودان که به قالب جسم درآمده است، قدرتهای
فراطبیعی شگرف و نخستین نیروی شیطانی را تصاحب کرده، از وادی ورجاوند،
والینور میگریزد و به شمال غربی سرزمین میانه میرود. او میکوشد تا از
دژ مستحکم خود آنگباند ، کنترل تمام سرزمین میانه را به دست بگیرد و جنگی
را با الفهای ساکن در سرزمین بلریاند به راه میاندازد.
هرچند الفها از حمله او جان سالم به در میبرند و بخش وسیعی
ادامه مطلب
لئونارد لیونی
{این مطلب در شماره 143/ شهریور کتاب ماه کودک و نوجوان منتشر شده است.}
تألیف و ترجمه: مسعود ملکیاری

لئونارد لیونی نویسنده/ تصویرگر هلندی امریکایی داستانهای کودکان، همچنین خالق خواندنیهای غیرداستانی و کتابهای مصور فراوانی برای کودکان است. شاید ترجمه آثارش به زبان فارسی، نام او را در میان اهالی ادبیات کودک و نوجوان ایران نیز به نامی آشنا تبدیل کرده باشد. یکی از نخستین ترجمهها از آثار او به فارسی را رضی هیرمندی انجام داده که کانون پرورش فکری کودکان در سال 1361 با عنوان کرم اندازهگیر منتشر کرده است. بعد از آن مترجمان و ناشران دیگری هم به سراغ این نویسنده تصویرگر رفتهاند؛ از جمله مصطفی رحماندوست با محراب قلم (سال68)، سیدمهدی شجاعی با مرکز نشر فرهنگی رجاء (سال69) آرش مقصودی با نشر خانه آفتاب(سال 69)، رضا فرهنگ با دفتر نشر فرهنگ اسلامی (سال73)، مینو مروارید با بنیاد پژوهشهای اسلامی(سال86) و غیره. تا کنون بیش از چهل عنوان از کتابهای لیونی در ایران منتشر شدهاند که البته برخی با ترجمه مجدد و برخی با ویرایش جدید به بازار آمدهاند. نشر نوید شیراز هم امسال با قلم مترجم نام آشنای کودک و نوجوان، خانم طاهره آدینهپور، آثاری از لیونی را همچون «این مال من است! آن مال من است!»، «بزرگترین خانه دنیا»، «تخم مرغ عجیب و غریب»، «چه کسی گلها را رنگ میکند؟»، «رویای موش کوچولو{متیو}»، «فردریک» و «ماهی، ماهی است»، منتشر کرده است.
آنچه در ادامه میخوانید، ترجمهی بخشی از کتاب «مروری بر ادبیات کودک ونوجوان جهان، ج 71 » است که مقالات و نقدهای متفاوت و کم و بیش ارزشمندی درباره نویسندگان کودک و نوجوان جهان را در خود جای داده است.

لئونارد لیونی را به خاطر پرکاری در خلق کتابهای مصور کودکان میشناسند؛ کتابهایی که به طرز نامحسوسی حاوی درسهای اخلاقی است و به موضوعاتی چون سرکشی، حقیقت، فردیت، پشتکار و چارهاندیشی میپردازند. آثار لیونی اغلب با ارجاع خواننده به قصههای حیوانات (فابلها)، چنان آهنگ پرجوش و خروشی دارند که هم بچهها را جذب میکنند و هم بزرگترها را. او در سال 1964 مینویسد:« در واقع اعتقاد دارم که یک کتاب خوب کودک میبایست برای تمام آدمهایی که هنوز به کل لذت بردن و شگفتزدگی طبیعی در زندگی را از خاطر نبردهاند، خواندنی باشد.» لسلی اس. پاتس در فرهنگ زندگینامههای ادبی، میگوید: «لیونی به خاطر استفاده از جهان دستنخورده طبیعت، و در واقع به خاطر تصاویرسازیها و کولاژهایی که هم غنای تصویری دارند و هم به لحاظ اقتصادی مقرون به صرفهاند، و شکل و قالب و ترکیبی ساده و صمیمی دارند مورد تحسین و تمجید قرار گرفته است. » پاتس ادامه میدهد:« او بازماندهی نسل هنرمندانی است که نیروی فراوانی را برای خلق تصاویری به کار میبرند که قصه را با جادو، ظرافت و گیرایی روایت میکنند.»
مروری بر زندگی لیونی
لیونی در 5 می 1910 در آمستردام هلند متولد شد. او پسر لوییز و الیزابت گروسو لیونی بود. لیونی در همان اوایل زندگیش مصمم شد که در بزرگسالی هنرمند شود. او راهش را با مطالعهی آثار هنرمندان نامی در موزههای محلی آغاز کرد، و همزمان با طی دوران مطالعاتی و آموزشی خود، در طراحی به خصوص طراحی از طبیعت هم چیرهدست شد. لیونی از سال 1928 تا 1930 در دانشگاه زوریخ تحصیل کرد و بلافاصله دفتر تبلیغاتی خودش را به راه انداخت و آثار خود را به معرض نمایش و فروش گذاشت. لیونی تحصیلاتش را ادامه داد و در سال 1935 موفق به اخذ مدرک دکترا در رشتهی اقتصاد از دانشگاه جنوای ایتالیا شد.

لیونی دربارهی کتابهای خودش مینویسد:«راستش را بخواهید کتابهایم را در واقع برای بچهها کار نمیکنم، مخاطب این کتابها بخشی از خود ما هستیم، خود من و دوستانم و آنهایی که هرگز تغییر نکرده و هنوز کودکاند.»

نخستین هدف لیونی در کارهایش «ایجاد چنان پیوند منسجمی میان فرم و محتوا است که حتی برای نزدیکترین و صمیمیترین روابط میان افراد متفاوت هم قابل دسترسی نیست.» نخستین قدم وی برای رسیدن به چنین هدفی، «آبی کوچولو و زرد کوچولو» بود. این اثر را بسیاری از منتقدان ادبیات کودک در نوع خود کمنظیر توصیف کردهاند. داستان این کتاب مصور، ماجرای دو دایره رنگی است، یکی آبی و یکی زرد که دوستان خوبی هستند. یک روز این دو دوست همدیگر را در آغوش میگیرند و دایرهای سبز رنگ را شکل میدهند. ولی طولی نمیکشد که با مخالفت پدر و مادرها و نپذیرفتن این پیوند متفاوت، دو دوست به کلی از ترکیبشان نومید میشوند. سرخوردگی و دلزدگی آنها ادامه مییابد تا جایی که آن دو موفق میشوند راهی برای برگشتن به رنگهای اصلیشان بیابند. «آبی کوچولو و زرد کوچولو» نقدهای تمجیدآمیز فراوانی را به خاطر استفادهی خلاقانه از کولاژ تکه کاغذها در تصویرسازی و داستان جذابش در مورد تغییر، رفاقت، و عشق در پی داشت. این اثر به طور همزمان هم به خاطر رویکرد خلاقانهاش به موضوعات اجتماعی مورد تمجید واقع شد و هم به خاطر نمایش تئوری رنگها مورد ستایش قرار گرفت.
دومین کتاب لیونی،کرم اندازهگیر، هم توانست افکار عمومی و نظر منتقدان را به خود جلب کند. این فابل لیونی تدابیر نامرسوم کرمی را شرح میدهد که میخواهد از دست یک بلبل فرار کند و خوراک او نشود. او به پرنده پیشنهاد میدهد که پاها و دم و باقی اعضای بدنش را اندازهگیری کند. هنگامی که این توافق انجام میشود و کار کرم به پایان میرسد، مشکل اصلی پیش میآید؛ بلبل از کرم میخواهد که طول صدایش را اندازه بگیرد. این قصه نشان میدهد که چهطور یک کرم با استفاده از عقل و تیزهوشی جان خود را نجات میدهد. لیونی تصاویر این کتاب را هم با استفاده از کولاژ تکههای کاغذ تهیه کرد که خیلی زود به عنوان سبک کاری و به اصطلاح اثر انگشتش مطرح شد.
به فاصله کوتاهی بعد از کرم اندازهگیر ، لیونی اثر دیگری منتشر کرد که منتقدان را هم به اندازه خوانندگان تحت تأثیر قرار داد. سوئیمی داستان یک ماهی است که برادر خواهرهایش را در جریان حمله یک صیاد از دست میدهد و راهی خردمندانه برای فرار از آن آبهای پرخطر پیدا میکند. او بعد از پیدا کردن یک مدرسه دیگر برای ماهیان، میکوشد گروهی از ماهیها را مجاب کند که در کنار هم به شکل یک ماهی بزرگ به صیاد حمله کنند و او را بترسانند. بسیاری بر این باورند که این داستان در لفافه تدابیر سیاسی ویژهای پیچیده شده که لیونی در آن زمان به آنها گرایش داشته است. در کتاب سوئیمی، تکنیک تصویرگری لیونی به طور معنیداری از کولاژ بریدههای کاغذ، به تصاویر لایه لایه با خطوط نامشخص آبرنگ تغییر میکند.
در سال 1967، چهارسال پس از انتشار سوئیمی ، کتاب جدید لیونی با عنوان فردریک که بنا به نظر بسیاری، موفقترین کار اوست، منتشر میشود. قصه فردریک، ماجرای موش جوانی است که به جای ذخیره کردن غذا برای زمستان، بیشتر اوقات زیر آفتاب تابستان لم میدهد و به خیالپردازی و قصهگویی درباره زیبایی تابستان و تفریح و لذت میپردازد. همنوعانش در آغاز او را دست میاندازند، ولی وقتی آنها تمام طول زمستان را در انتظار هوای گرم و آفتاب درخشان تابستان سپری میکنند، فردریک احترام موشهای همنوعش را با ترفندی به دست میآورد؛ در همین دوران سخت است که فردریک موفق میشود موشهای همنوعش را سرگرم کند و سرحالشان بیاورد. در واقع یک بار دیگر شیفتگی فردریک نسبت به توصیف جهان طبیعت و رضایت او به خاطر هنرمندی در قصهگویی و اعجاز قدرت هنر به موضوع جذاب داستان تبدیل میشود.
کتاب دیگر لیونی با عنوان
ادامه مطلب
نگاهی به آثار شاخص بورلی کلییری
ترجمه:
است و در شمارهی 142 کتاب ماه کودک و نوجوان منتشر شده است.}

بورلی کلییری نویسنده امریکایی داستانهای کودکان، به خاطر ترجمه آثارش به زبان فارسی، نامی آشنا در میان اهالی ادبیات کودک و نوجوان ایران به حساب میآید. از سال 1370 که ترجمه آثار او به فارسی آغاز شده است، تا کنون بیش از بیست عنوان از کتابهایش در ایران منتشر شدهاند که برخی از آنها با اقبال خوبی هم روبرو بوده و هست.

آنچه در ادامه میخوانید، ترجمهی بخشی از کتاب «مروری بر ادبیات کودک ونوجوان جهان، ج 71 » است که مقالات و نقدهای متفاوت و کم و بیش ارزشمندی درباره نویسندگان کودک و نوجوان جهان را در خود جای داده است.

نگاهی به آثار بورلی کلییری
ادامه مطلب
اين مقاله در شماره ۱۳۵ كتاب ماه كودك به چاپ رسيده است.
جستاری در پریانههای ماندگار
بخش دوم و پایانی
جک زایپس
مسعود ملکیاری
یادداشت مترجم:
مطلبی که در ادامه میخوانید، ترجمه فصلی از کتاب «سنت بزرگ قصههای پریان: از استراپارولا و بازیله تا برادران گریم» نوشته جک زایپس است که توسط انتشارات نورتون منتشر شده و در شماره مهرماه (132) كتاب ماه كودك و نوجوان بخش نخست آن را منتشر شد.
درباره اهمیت ترجمه چنین مطالبی میتوان گفت که متأسفانه با وجود اظهارات فراوان در باب فقیر بودن ادبیات کودک و نوجوان در ایران از لحاظ منابع نظری، سال تا سال اقدام چشمگیری در این زمینه به «دلایل مختلف» رخ نمیدهد. برای نمونه در مورد موضوع همین مقاله، براستی اگر کتاب نهچندان کامل اما ارزشمند «فانتزی در ادبیات کودکان» محمد هادی محمدی نباشد، باید به کجا مراجعه کرد؟ به بخشهای کلی و «واژهشناسانه» برخی کتابهای معروف که چاپ اولشان همسن و سال پدرجدمان است؟ یا ویژهنامه 53 فصلنامه فارابی؟
به خاطر همین دلایل مختلف است که حتی اگر بهرهای بر کلیت این قبیل مقالات مفروض نباشد {که هست}، دست کم «اطلاعات» ارائه شده در مقالاتی از این دست میتواند کمک حال کوچکی برای پژوهشگران و دانشجویانی باشد که در حوزه ادبیات کودک و یا علوم مرتبط با آن تحقیق میکنند. طی روزهای همکاریم با کتابماه، بارها شاهد پایاننامههایی بودهام که از مقالات ارائه شده در کتاب ماه به عنوان معدود منابع موجود در زمینه جستارشان نام بردهاند. گمان نمیکنم برای نویسنده و مترجم چیزی لذتبخشتر از این وجود داشته باشد. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
تبارشناسی فانتزی در آمریکا
ادبیات فانتزی پدید آمده در آمریکای نوپا به طور حتم با هر دو شکل بیقید و بند و پندآمیز آثار تخیلی برای کودکان پیوند داشت. بیاعتمادی نسبت به ادبیات فانتزی کودکان، مثل هر پدیده دیگری، نزد یانکیها بیشتر از بریتانیاییها بود. میراث پیوریتان، یعنی کمبود یک سنت عامیانه آمریکایی کهن (قصههای سرخپوستان آمریکایی به طور کلی در میان سفیدها ناشناخته بودند) و توجه به نیازهای حال و اکنون، به مربیان و مفسران اجتماعی کمک کرد تا پیشدرآمدی برای رئالیسم ایجاد کنند. سموئل گریزوود گودریچ (1793- 1860) که کتابهایی سفرنامهای و پر اطلاعات با نام مستعار پیتر پارلی منتشر کرد، بیان میکند:« بعضی از بچهها، بدون تردید، میل فراوانی به این غولها دارند {قصههای عامیانهای چون «شنل قرمزی» و «جک و لوبیای سحرآمیز»} هرچند برای دیگران چندشآوراند، و بر اثر تکرار و به مدد صمیمیت موجود در آنها، کمکم به مذاق بقيه هم خوش میآیند.»
با این وجود، ادبیات فانتزی
ادامه مطلب
كرول جي. سينگلي
مسعود ملكياري
اشاره مترجم:
امروزه ادبيات كودك به معناي عام و به شكل نوين خود، گذشته از آنكه با چه هدفي اعم از آموزش يا سرگرمي و يا هر دو خلق و توليد ميشود، در نطفه با «عامليت» كودك شكل ميگيرد. عامليت كه از آن به كنشمندي فعال كودك به عنوان سوژه و مخاطب نيز تعبير ميشود، در همه جا از جمله ايران، راه و بيراهههاي فراواني را پيموده و ميپيمايد. تلقي «عامليت» كودك در ادبيات، چه به عنوان سوژه و چه مخاطب، محصول يك انقلاب مبنايي در طرز تلقي نسبت به كودك و خواندنيهاي اوست. اين اتفاق همانطور كه در ادامه خواهيد خواند، در آمريكا طي قرن نوزده رخ داد و در سراسر دنيا با تصويب كنوانسيون حقوق كودك تثبيت شد. هدف از ترجمه اين مقاله كه يكي از مطالب ارزشمند كتاب «راهنماي ادبيات داستاني آمريكا (1865-1780) » است، مروري بر زوال تلقي كالوينستي «قدرت ناظم» و سيطره «الفت ناظم » به جاي آن در نظامهاي تربيتي و تأثير آن بر ادبيات كودك آمريكا و كمابيش جهان است. ضمن آنكه اميد است مورد مثالي مناسبي براي تطبيق آن با فضاي حاكم بر ادبيات كودك ايران باشد تا برخي نويسندگان و ناشران خواندنيهاي كودك را به سوي تلقي ديگري رهنمون شود.
ادامه مطلب
این مطلب در کتاب ماه کودک و نوجوان شماره ۱۳۳ چاپ شده است.
جستاری در پریانههای ماندگار(بخش نخست)
جک زایپس
مسعود ملکیاری
یادداشت مترجم: مطلبی که در ادامه میخوانید، ترجمه فصلی از کتاب «سنت بزرگ قصههای پریان: از استراپارولا و بازیله تا برادران گریم» نوشته جک زایپس است که توسط انتشارات نورتون منتشر شده است. در ميان ميراث فرهنگي بشر، اسطورهها و افسانهها از همه كهنتراند. اين روايات، مستقيم و يا غيرمستقيم، براي پاسخگويي به سؤالات ازلي بشر (سؤالاتي از اين دست كه از كجا آمدهايم و مقصود از آفرينش انسان چيست) پديد آمدند. پاسخهاي خلق شده گاهي در قالب روايات اعمال و رفتار اساطير و موجودات پريوار و به شكل افسانههاي پريان، پا به عرصه زندگي بشر گذاشتند.
بنا بر ديدگاهي، افسانهها، پاسخ جمعي يك قوم به يك پرسش است. از دعواي هواداران كاسيرر و استروس مبني بر اينكه خلق اسطوره كار يك ذهن پيش منطقي (pre-logical) هست يا نه كه بگذريم، به اين واقعيت ميرسيم كه افسانهها در زمان ما لااقل همچنان خاصيت سرگرم كنندگي خويش را دارند چرا كه ذهن بشر از دو جنبه ادراكي و عاطفي تركيب شده است و تا روزي كه عواطف بر طبع بشر حكم فرماست، از گفتن و شنيدن افسانه لذت ميبرد.
همانگونه كه ميبينم در ادبيات امروز جهان، بازنويسي و بازآفريني اساطير و افسانهها به عنوان راهحلي براي گشايش برخي مشكلات بشر صورت ميپذيرند. بنابراين، بازآفريني شخصيتهاي سحرآميز متعلق به فرهنگ عامه در ادبيات داستاني و نمايشي ميتواند هم جنبه سرگرم كننده و هم جنبه تأثيرگذاري اجتماعي داشته باشد. ضمن اينكه اين قبيل آثار ميتواند اين گونه باورها را با توجه به امكانات خود، هدايت كرده و در مسير درستي قرار دهد.
ولاديمير پراپ در كتاب ريخت شناسي قصههاي پريان در توضيح قصه پريان ميگويد:
«... قصه پريان با آزار و صدمهاي كه بر كسي وارد آمده است (مثلاً ربودن يا تبعيد و اخراج بلد كردن )، يا با اشتياق به داشتن چيزي (پادشاهي پسرش را به جستجوي پري شاهرخ ميفرستد) آغاز ميشود، و با حركت قهرمان از خانهاش و روبرو شدن با بخشنده، كه به او يك عامل و وسيله جادوئي ميدهد كه او را در يافتن مقصودش ياري ميكند، بسط و تكامل مييابد. بعداً در جريان قصه قهرمان با دشمن يا رقيبي نبرد ميكند (مهمترين صورت در اينجا كشتن اژدهايي است)، باز ميگردد، مورد تعقيب قرار ميگيرد . بيشتر اوقات ساخت قصه پيچيدهتر از اين است، مثلاً وقتي قهرمان در راه بازگشتن به خانه خويش است، برادرانش او را در چاهي ميافگنند. بعداً وي فرار ميكند ، بوسيله مأموريتها و كارهاي شاق مورد آزمايش قرار ميگيرد و سرانجام در مملكت خويش، يا سرزمين پدر دختر، پادشاه ميشود و ازدواج ميكند. اين هسته تركيبي بسياري از طرحهاي قصه پريان به صورت اجمالي است. »(ولاديمير پراپ، 1371: 181-180)
این فصل از کتاب زایپس، «فانتزی» نام دارد که اگر عمری بود، در دو بخش تقدیم خواهد شد. پس عنوانی که بر این مقاله نهاده شده، پیشنهاد مترجم است.
فانتزی در سنت انگلستان
آلیس خندید و گفت: «فایدهای نداره، هیچکس این چیزهای عجیب و غریب رو باور نمیکنه.» ملکه گفت: « تو هنوز خامی. وقتی به سن تو بودم همیشه نیم ساعت در روز این کار رو انجام میدادم. چرا، بعضی وقتها شش تا چیز غیرممکن را تا قبل از صبحانه باور کردهام.»
لویس کارول ، آنسوی آینه و آنچه آلیس آنجا پیدا کرد (1871)
جی. آر. آر تالکین در مقاله خود «یادداشتی بر قصههای پریوار» عبارتی سودمند برای درک تسلط پرقدرتی که ادبیات فانتزی بر خوانندگان خود دارد مطرح میکند. عبارت eucatastrophe (یا پایان خوشِ) تالکین، لذت و «تسلی» ناشی از گرهگشایی خودکفا – و اغلب شاد- هر فانتزی موفقی را شرح میدهد. او بیان میکند که «این نشانه یک داستان پریوار خوب است، نشانه یکی از بهترین و کاملترین انواع آن که اگرچه رخدادهایش بیحساب و کتاب اند، و هرچند فانتاستیک یا ماجراهایش هولناکاند، اما میتواند با «شوکی» که با خود همراه دارد، و آن را به بچهها یا کسانی که به آن گوش میدهند منتقل میکند، نفسها را در سینه حبس کرده، دلها را به تاپ و توپ بیاندازد تا آنجا که نزدیک است قلب در سینه منفجر شود. فانتزی همانقدر مطلوب است که هر شکلی از هنر و ارزش یگانهای با آنها دارد.» برایان اتبری در کتاب «مهارتهای شگفتی» عبارت تالکین را اصلاح میکند و عکسالعمل خواننده به این « چرخش نهایی برای رهایی» را شگفتی مینامد. فانتزی نهتنها در خیالزایی به لحاظ شدنی بودنش زیادهروی میکند و نیز در کنار قواعدش، خیالپردازی را هم شامل میشود، «بلکه {فانتزی} امکان ایجاد نه تنها معنا بلکه آگاهی هدفدار و نمونه انضمامی از آن را پیشرو قرار میدهد. ما به این شگفتی میگوییم.»
ادامه مطلب
این مطلب در کتاب ماه کودک و نوجوان شماره ۱۲۹ چاپ شده است
فرهنگ منتخب آثار كودك و نوجوان
به همراه
مقدمه جوزف جاكوبز بر كتاب قصههاي پريوار سلتيك
ادنا جانسون، اولين آر. سيكلز،
فرانسيس كلارك سيرز
اشاره مترجم:
مطلبي كه در ادامه ميخوانيد، فصلي از كتاب جامع «فرهنگ منتخب آثار كودك و نوجوان » است كه با چهار ويرايش، چاپ شده است. ادنا جانسون در سال 1935 ميلادي، به همراه كري اي. اسكات ، اولين ويرايش آن را منتشر كردند. وي در سال 1948، به همراه اولين آر. سيكلز ، نسخه دوم و در سال 1959، به اتفاق سيكلز و فرانسيس كلارك سيرز ، ويرايش نهايي را آماده كردند. كتاب حاضر(ويرايش چهارم) توسط گروه اخير، در سال 1970، توسط انتشارات هوتون ميفلين منتشر شده است. اين فرهنگ، در دست ترجمه است تا محققان و نويسندگان عرصه ادبيات كودك ايران نيز بتوانند به منبع ارزشمندي دسترسي پيدا كنند.
آنچه بيش از همه در اين كتاب حائز اهميت است، كتابشناسي پايان هر بخش است كه با در اختيار قرار دادن اطلاعات تفكيك شده، راه را براي محقق هموار ميسازد. اگرچه اين فرهنگ، منتخبي از آثار كودك و نوجوان را در خود جاي داده است، با بخشبندي مناسب و ذكر تبارشناسي هر عنوان، علاوه بر ارائه يك نمونه جامع و كامل از پژوهش در عرصه ادبيات كودك، بسياري از اطلاعات پراكنده خواننده را طبقهبندي ميكند.
دراين قسمت، ابتدا مقدمهاي كه از كتاب قصههاي پريوار سلتيك، اثر جوزف جيكبز ترجمه شده، آمده و بعد با توجه به حجم زياد مدخلها، تنها به ذكر عنوان قصههاي عاميانه و كليات مفاهيم و موضوعات مطرح شده در آنها، نحوه گردآوري و توضيحي راجع به گردآورندگانشان اكتفا شده است.
مقدمه جوزف جيكبز (جاكوبز) در كتاب «قصههاي پريوار سلتيك »پارسال {1892}موقعي كه يكي از تازهترين مجلدات مجموعه «قصههاي عاميانه انگلستان» را تحويل چاپ ميدادم، مشكلي با يكي از اين مجموعهها پيدا كردم. امروز به هنگام پيشكش نمونههايي از بهترين قصههاي عاميانه- فانتزي قوم سلت، واقع در يك مجموعه جزيره، مشكلم تا حدي پا برجاست. ايرلنديها زودتر از هر قومي در اروپا شروع به جمعآوري قصههاي عاميانهشان كردند و كروكر ، تمامي مكتب وارث كارلتون ، گريفين ، كندي ، كرتين و داگلاس هايد را پيدا كرد. اسكاتلند نام بزرگي چون كمپبل را در خود دارد و نيز پيروان باكفايت مك داگلاس چون مك اينس، كارميچل، مك ليد و كمپبلِ تايري را. نامي از ويلز كوچك شجاع ، در ميان اين بزرگان ديده نميشود. در اين حوزه، سيمرو، توان كم¬تري نسبت به گيدهل از خود نشان ميدهد. شايد جشنواره هنري ويلز، با پيشنهاد جايزه براي مجموعه قصههاي عاميانه ويلز، بتواند اين احساس حقارت را تخفيف بخشد. در اين مدت، ولزيها بايد آماده شوند كه تا وقتي زبان منسوخ كورن والي، تنها يك قصه ارائه كرده است، به طور مختصر نمايندگي بخشي از قصههاي پريوار سلتيك را به عهده بگيرند.
به هنگام تنظيم مجموعهاي كه گردآوري كردهام، بيش از هرچيز تمام سعيام اين بوده است كه قصههاي شاخص را جمع كنم. اوايل بسيار آسان به نظر ميرسيد؛ به خصوص انتخاب از كارهاي كندي كه كتابي تهيه كرده بود مشتمل بر «اجنه برادران گريم» a La Celtique))، اما يك نفر ميبايست آن قصههاي خوب را مرتب ميكرد و از اين رو، من تا آنجا كه امكان داشت، از «قواعد» كليشهاي قصههاي عاميانه اجتناب كردم. براي انجام اين كار، از گويش پال انگليسي كه در هر دو كشور اسكاتلند و ايرلند به كار ميرود، استفاده كردم و قواعد را كنار گذاشتم تا فقط قصههاي دهقانان سلتيكي را نقل كنم كه در كل عمرشان از انگلستان بيخبر بودند.
براي كنار گذاشتن قواعد متداول، بيدرنگ اقدام به شكستن آنها كردم. با موفقيت كتاب پريان، من متقاعد شدم كه تركيب كمدي و رمانتي¬سيسم، تركيب مناسبي است؛ برادران گريم و آسبيورنسن اين راز را ميدانستند و دست تنها ماندند. اما دهقان سلتيكي كه گاليك زبان است، از نقل قصههاي تا حدي غمگنانه لذت ميبرد. من ماجرا را تا آنجا كه ترجمه و منتشر شده است، تعقيب كردهام، اما فقدان آشكار طنز، تعجب من را برانگيخت. براي ايجاد طنز در اين كتاب، ناچار بايد بيش از همه به دهقانان يهودي پال رجوع ميكردم، اما چه منبع غنيتر ديگري را ميتوانستم در اختيار بگيرم؟
براي دستيابي به قصههاي رمانتيك بيشتر، من به زبان گاليك نيازمند بودم و از آنجا كه گاليك را بيشتر به عنوان يك نشانه در ناسيوناليسم يهودي ميدانستم، بايد به مترجمها تكيه ميكردم. البته من خود را نسبت به مترجماني كه معمولاً در دگرگوني، حذفكردن يا تغيير اصل ماجرا وسواس دارند، آزادتر احساس كردم. حتي جلوتر رفتم. به اين قصد كه قصههايي را كه مشخصاً سلتيكي هستند، جدا كنم. هم¬چنين توجه ويژهاي به قصههايي كردم كه در دو طرف كانال شمال پيدا شده بودند.
در بازنويسي آنها، هيچ ترديدي در دست¬كاري¬شان و تركيب وقايع اسكاتلندي با روايات يهودي قصههاي مشابه يا كمك آيهها نداشتم. زماني كه مترجمين براي پژوهشگران و متخصصان فرهنگ عامه انگليس جالب شدند، من تلاش كردم توجه كودكان انگليسي را جلب كنم. آنها ترجمه كردند و من براي تغيير مسير كوشيدم. خلاصه اينكه تلاش ميكردم در موقعيتي ويژه و نزديك به هر دو شكل گاليك و اضطراب آور قصهها قرار بگيرم تا بتوانم اين داستانها را در بهترين قالب، براي كودكان انگليسي قرار دهم. اطمينان دارم كه از طرف پژوهشگران سلتيكي، به سبب تغييراتي كه در پايان قصهها براي افزودن جذابيتشان اعمال كردهام، بخشيده خواهم شد.
قصههايي كه در اين كتاب {مجموعه قصههاي عاميانه سلتيك} جمع كردهام، از روايت انگليسيشان كه كريسمس گذشته گردآوري كردم، بسيار مفصلتر و با شرح جزئيات بيشترياند.قصههاي رمانتيكش خيلي رمانتيكتر و قصههاي خندهدارش، شايد سرخوشانهتر از آنهاست، هرچند شايد در مرحله بعد جاي تغييرات ديگري هم داشته باشند. اين برتري قصههاي عاميانه سلتيك، بدون قائل شدن به نوعي برتري ذاتي در قدرت تخيل عاميانهشان نسبت به ديگران، آنقدر هست كه مستحق گردآوري در مجموعهاي باشند. قصههاي عاميانه در انگلستان، به پايان اعتبار مصرف خود رسيدهاند. قصههاي عاميانه سلتيك، هنگامي كه كار قصهگويان هنوز با تمام قوا ادامه دارد، به صورت مجموعههايي گردآوري شدهاند، هرچند نشانههاي بسياري دال بر انگشت شمار بودن دوران زندگيشان وجود دارد. دلايل بسياري وجود دارد براي اينكه چرا بايد اين قصهها را گردآوري و ضبط ميكردند، در حاليكه هنوز هم زندهاند. با در نظر گرفتن همه جوانب، بايد گفت كه سعي و كوشش گردآوندگان قصههاي عاميانه بايد ستايش شود؛ همچنان كه احتمالاً اين¬طور به نظر خواهد رسيد كه آنچه در آغاز يادداشتها و منابع پايان كتاب آوردهام، از بررسي آنها به دست آمده است. در ميان آنها توجهم را به سمت پژوهش بت گلرت در افسانهها معطوف كردهام كه به نظرم اصيلترين آنهاست.
زماني كه من تمام تلاش خود را براي ساده كردن زبان قصهها و رهايي آنها از نثر ملانقطي انجام ميدادم، خود را براي بازنويسي آنها به روش انگليسيها مجاز نميديدم. من هيچ ابايي از نگه داشتن بيان سلتيكي نداشتهام و اينجا و آنجا كلمات سلتيكي را داخل گيومه توضيح ندادهام. كلمات معدودي كه براي مخاطب نامفهوم است، صرفاً حال و هواي تأثيرگذارتر و بوميتري به روايت بخشيده است هم¬چنانكه آقاي كيپلينگ بدان شهرت دارد.
اين اولين ويژگي قصههاي عاميانه سلتيك است كه سعي كردم در مجموعهاي كه گردآوري كردهام، لحاظ كنم، چراكه تقريباً در اروپاي امروز منحصر به فرداند. هيچ جاي ديگري، مجموعهاي از سنت شفاهي درباره قهرمانان ملي و اسطورهاي وجود ندارد كه به اندازه سلتيها با ثبات و عظيم باشد. تنها بايلين يا قهرمانان آوازهخوان روس، در اعتبار و ميزان دانش درباره قهرمانان گذشته، همسنگ آنها هستند كه هنوز در اذهان دهقانان گاليك زبان اسكاتلند و ايرلند وجود دارند. قصهها و شروههاي ايرلندي نيز اين خصوصيت را دارند، چراكه برخي از آنها بعد از گذشت حدود هزار سال، هنوز باقي مانده اند. من به عنوان نمونهاي از اين طبقه، داستان ديدري را انتخاب كردهام كه چند سال پيش، از ميان روايتهاي دهقانان اسكاتلندي درآوردم. تا آنجا كه من دريافت كردهام، اصل اين قصه روي يك نسخه كاغذ پوستي ايرلندي متعلق به قرن دوازدهم نوشته شده است. من توانستم كار بيشتري نسبت به كاهاي مشابه در اين كتاب و در زمينه سنت شفاهي درباره فين (فينگل از «آسيئن» مكفرسون) انجام دهم. اما داستان فين آنچنان كه دهقانان گاليك روايت ميكنند، خود سزاوار كتاب جداگانهاي است چرا كه ماجراهاي قهرمان آلتوني آن، كوكولي، ميتواند به راحتي گسترش يابد.
تلاش كردهام اين كتاب شامل بهترين و بارزترين نمونه قصههايي باشد كه توسط استادان بزرگ قصههاي عاميانه سلتيك؛كمپبل ، كندي ، هايد و كورتين ، نقل شده است و براي اين كار، بهترين قصههايي را كه در هر گوشه پراكنده بودند، نيز اضافه كردم. به عبارت ديگر، اميدوارم توانسته باشم تركيبي از بهترين و مشهورترين قصههاي سلتيك ارائه كرده باشم. تقدير سلت در امپراتوري بريتانيا، درست شبيه تاريخ يونانيان در ميان روميان است. «آنها براي نبرد برميخاستند، اما هميشه از پاي درآمدند.» امروز سلت دربند، در قلمرو خيال اسيركنندگان سابق خود را به بردگي گماشته است. اين مجموعه قصهها قصد دارند تا اين اسارت را نسبت به سالهاي گذشته، مطبوع¬تر سازند. اگر موفق شده باشند كه دركي عمومي از يك ثروت خيالي به بچههاي سلتي و ساكسوني اين جزاير ببخشند، بايد كار بيشتري انجام داد تا دلها نيز بيش از آنچه سياستمداران ميطلبند، به هم نزديك شود.
ادامه مطلب
مطلبی که در ادامه می خوانید متن سخنرانی بنده در دانشگاه شیراز در «سمینار آسیب شناسی نقد و نظریه ادبیات کودک و نوجوان» است. از دکترخسرو نژاد که بنده را قابل دانسته و به این سمینار دعوت کردندُ سپاسگذارم. متاسفانه در سایت خبرگزاری مهر و غیره صرفاْ بخش هایی از مقاله که به نقد ادبیات چپ گرای کودک ایران پرداخته ام منتشر شده که ممکن است باعث ايجاد سوءتفاهم شود. اين هم از اين...
جريان سوم
آسيبشناسي مبنا در نقد و نظریه ادبيات كودك و نوجوان ايران
و تغيير الگوهاي داستاني
چكيده مقالهادبيات كودك و نوجوان به شكل نوين خود كه فارغ از تعليمي يا سرگرم كننده بودن با «عامليت كودك» به حيات خود ادامه ميدهد، محصول يك انقلاب مبنايي در طرز تلقي نسبت به كودك و خواندنيهاي اوست. اين اتفاق در آمريكا طي قرن نوزدهم رخ داد و در سراسر دنيا با تصويب كنوانسيون حقوق كودك تثبيت شد. هدف از اين مقاله آسيبشناسي مبنا و تلقي نسبت به كودك و ادبيات اوست و اميد است بتوان با پيگيري تبديل دوران هژمونيِ «قدرت ناظم » به سيطره «الفت ناظم » و انطباق آن با جامعه ايران، به مشكلات مبنايي و انضمامي طرز تلقي نويسندگان و منتقدان اشاره كرد و در ادامه با بررسي تغييرالگوهاي اندرسني به الگوي واقعيتهاي مجازي در بافت ادبيات داستاني كودك و نوجوان ايران، به معيارهاي نقد اين الگوي نوظهور بپردازيم. سالهاست كه كودكان و به خصوص نوجوانان ايراني به دليل توسعه ارتباطات و تغيير فرم وسايل ارتباطي و نيز اسباببازيها و هجوم بازيها و ترجمه و انتشاركتبي كه مروج و شامل الگوهاي مجازي و قهرمانان تازهاند، ديگر ارتباط چنداني با الگوهاي داستاني اندرسني ندارند. حال اينكه آيا اشتياقي هم به اين گونه آثار كه همراه نسلهاي پيشين بودهاند، دارند يا نه بحث ديگري است اما آنچه اميد است در اين مقاله به دست آيد، آسيبشناسي دو جريان فربه معاصر ادبيات كودك ايران، لزوم ايجاد جريان سوم و پرداختن به ويژگيهاي ممتاز الگوهاي جديد و بررسي ميزان آشنايي نويسندگان و منتقدان ادبيات كودك ايران با ويژگيها و مختصات اين الگوهاي داستاني است.
ادامه مطلب
نقدي بر« ماجراهاي تام ساير»
اثر مارك توين
این مقاله در شماره ۱۲۱ کتاب ماه کودک و نوجوان چاپ شده است.
دكتر جيمز ال. رابرتس
مسعود ملكياري
اشاره مترجم:
«هر كس بخواهد موضوع اين داستان را پيدا كند تعقيب ميشود؛ هر كس بخواهد نتيجه اخلاقي آن را پيدا كند تبعيد ميشود؛ هركس بخواهد نقشه آن را پيدا كند تيرباران ميشود.»
سموئل كلمنس بي شك نقطه عطفي در ادبيات امريكا محسوب ميشود. وي پس از نگارش اثري كه در ادامه تحليل رابرتس را بر آن ميخوانيد، با نوشتن هكلبري فين كه به زبان عاميانه امريكايي سخن ميگويد، پايهگذار نثري شد كه سالها بعد تأثيراتش را در برخي آثار نويسندگان «شوخي ساز»ي چون ارنست همينگوي و كرت ونه گات و... ميتوان ديد. اما آنچه در اينجا مهم مينمايد، بررسي اين آثار كه به لحاظ حضور دو شخصيت تام و هك و خل بازيهايشان تا مدتي از بيم فاسد كردن اخلاق كودكان به كتابخانهها راهي نداشتند، به عنوان دو شاهكار ادبيات كودك و نوجوان است. اين دو اثر به نوعي آغاز انحطاط ادبيات اتو كشيده كودك و نوجوان است. ادبياتي كه نگران تربيت «نامناسب» كودكان و انحراف ايشان بود. ادبياتي كه آنارشي دست جمعي كودكان و به خصوص نوجوانان را با چشماني گرد شده به تماشا مينشست و باز از يك طرف به مواعظ خود پيرامون مضرات چپق، لزوم سازگاري با عرف و متابعت از قوانين موجود جامعه ادامه ميداد و از طرفي، با نگرشي تحول خواه، او را به بر هم زدن نظم موجود فرا ميخواند. با نگاهي به «ماجراهاي تام ساير» و «سرگذشت هكلبري فين» ميتوان موجودات محصول اين طرز «تربيت» را ديد.
مترجم فرهيخته آقاي دريابندري حق مطلب را در مقدمه مفصل «سرگذشت هكلبري فين» درباره تفاوتهاي اين دو اثر به لحاظ ادبي با انجام مقايسههاي مختلف زباني، شيوه روايت و تفاوت زاويه ديد و با ذكر نمونه، ادا كردهاند. اما آنچه به نظر نگارنده، هنگام ترجمه كتاب تحليل ماجراهاي تام ساير جالب آمد، تأكيد رابرتس بر نكتهاي كه ذكر شد در بخش تفاوتهاي هك و تام است. اين تفاوت كه درك آن قطعاً بايد تأثير بسزايي بر نويسندگان بيدار امروز ايراني داشته باشد، در محدوده اثر به درك تفاوت آنچه جورج سانتايانا نامش را «سنت نجبا» ميگذارد و نوجوان خط كشي شده و پر از تعارضي به نام تام را حاصل ميدهد با عصيان «پاپتيهاي سواحل ميسي سيپي» كه هك نماد آن است منجر ميشود و در يك نتيجه گيري كليتر – كه منظور نظر نگارنده است – به درك ناكارآمدي ادبيات محافظهكار و «دست به سينه» كه ميخواهد از آينده نوجواناني مراقبت كند كه قهرمان حكايت «چشمه و تشنه» اند، و صرافت ايجاد بنيان ديگري براي ادبيات بومي كودك و نوجوان منجر خواهد شد.
به عبارت ديگر، اگر بخواهيم توين را براي اين بحث مصادره به مطلوب كنيم، ميتوانيم بگوييم كه وي با ماجراهاي تام ساير، آخرين اثر درخشان دوره «ادبيات كودك محافظهكار» را مي نويسد و اين كار را با تمام قواعد ساختاري، اعم از انتخاب زاويه ديد سوم شخص، استفاده از توصيفات مرسوم، گفتار متعارف و غيره همراه ميسازد و آنگاه با نوشتن هكلبري فين، خط بطلاني بر اين دوره كشيده و با به رسميت شناختن عامليت كودك در ادبيات خويش، دوران جديدي را در ادبيات كودك و نوجوان آغاز ميكند.
مطلبي كه در ادامه ميخوانيد، منتخبي از ترجمه كتاب «تحليل ماجراهاي تام ساير» است كه نوسط بنگاه وايلي منتشر و به همين قلم ترجمه شده است. اين كتاب شامل هشت بخش «زندگي و آثار مارك توين»، « مرور داستان و مقدمهاي بر تحليل»، «طرح گرافيكي شخصيتها»، «شرح مضامين و تمهيدات ادبي اثر»، «چند پرسش مفهومي پيرامون تحليل شخصيتها»، «افزايش درك مخاطب از اثر با چند نقد»، «مرور و تثبيت آنچه در اين كتاب خواندهايد» و «كتابشناسي، معرفي منابع الكترنيكي و سايتها» است. اميد است ترجمه و انتشار اينگونه مطالب كه نمونههاي نقد عملي(كاربردي) محسوب ميشوند، بتواند علاوه بر معرفي بيشتر شاهكارهاي ادبيات كودك و نوجوان، الگويي براي نقد روشمند به دست دهند.
ادامه مطلب








