ولاديمير فانتاستيك و با مرام !
اگر چه مي دانم آنچنان مشغول ادب كردن جاهلاني چون پوشكين هستي كه حتي فرصت آن را نداري كه به قربانيان اردوگاه آشو ويتس فكر كني، اما باز نتوانستم خودم را براي آگاه نكردن تو از وقايعي كه اينجا در شرف وقوع است ، مجاب كنم . در اين صد و بيست و چهار روزي كه همديگر را نديده ايم اتفاقات بسياري افتاده است؛ از جمله مرگ دوست عزيزمان « فدريكو » كه به دست ايادي بي سواد و غير فرهنگي « فرانكو »ي فاشيست در تپه هاي شمال شرقي گرانادا در خاک سفید ، اردوگاه صبرا وشتیلا و يا استاديوم برنابائو ( اخبار در اينجا متفاوت است ) ، رخ داد . دكتر « شفا » با آن آلت تناسلی مهیبش که از روی لباس هم بیداد می کند،برگشته و در اولین اقدام انقلابی، ممنوعيت مراسم« چرا »ي شبانه را اعلام کرده است. البته چند واقعة ديگرهم رخ داده است كه تو به طور حتم بنا به نسبت آنها با فرهنگ و هنر از چند و چونشان با خبر شده اي. البته اگر هنوز حساسيت ويژه ات را نسبت به دنياي هنر مانند « آندره مالرو »ي سياست چي و آفتاب پرست صفت، از دست نداده باشي. از تو مي خواهم كه دلگير نشوي چون خودت بهتر از من ميداني كه امروزه كم نيستند انسانهاي بي خاصيتي كه از روي ناچاري و تنها به خاطر پول سياستمداران احمق و پست با آن كت و شلوارهاي اتو كشيده شان كه آدم را به ياد عيد ديدني هاي مسخره و خاله بازي عروس و دامادهاي هفت ساله مي اندازند، حاضرند به هر وسيلة ممكن از جمله حبس كردن هنرمندان برجسته در آسايشگاههاي رواني و يا انداختن پوست موز و خربزه بر سر راه آنهايي كه توانسته اند از اتهام جنون بگريزند، به اين خانوادة روشنگر و آرمان شهر خياليشان ضربه بزنند.
ادامه مطلب
اگر چه مي دانم آنچنان مشغول ادب كردن جاهلاني چون پوشكين هستي كه حتي فرصت آن را نداري كه به قربانيان اردوگاه آشو ويتس فكر كني، اما باز نتوانستم خودم را براي آگاه نكردن تو از وقايعي كه اينجا در شرف وقوع است ، مجاب كنم . در اين صد و بيست و چهار روزي كه همديگر را نديده ايم اتفاقات بسياري افتاده است؛ از جمله مرگ دوست عزيزمان « فدريكو » كه به دست ايادي بي سواد و غير فرهنگي « فرانكو »ي فاشيست در تپه هاي شمال شرقي گرانادا در خاک سفید ، اردوگاه صبرا وشتیلا و يا استاديوم برنابائو ( اخبار در اينجا متفاوت است ) ، رخ داد . دكتر « شفا » با آن آلت تناسلی مهیبش که از روی لباس هم بیداد می کند،برگشته و در اولین اقدام انقلابی، ممنوعيت مراسم« چرا »ي شبانه را اعلام کرده است. البته چند واقعة ديگرهم رخ داده است كه تو به طور حتم بنا به نسبت آنها با فرهنگ و هنر از چند و چونشان با خبر شده اي. البته اگر هنوز حساسيت ويژه ات را نسبت به دنياي هنر مانند « آندره مالرو »ي سياست چي و آفتاب پرست صفت، از دست نداده باشي. از تو مي خواهم كه دلگير نشوي چون خودت بهتر از من ميداني كه امروزه كم نيستند انسانهاي بي خاصيتي كه از روي ناچاري و تنها به خاطر پول سياستمداران احمق و پست با آن كت و شلوارهاي اتو كشيده شان كه آدم را به ياد عيد ديدني هاي مسخره و خاله بازي عروس و دامادهاي هفت ساله مي اندازند، حاضرند به هر وسيلة ممكن از جمله حبس كردن هنرمندان برجسته در آسايشگاههاي رواني و يا انداختن پوست موز و خربزه بر سر راه آنهايي كه توانسته اند از اتهام جنون بگريزند، به اين خانوادة روشنگر و آرمان شهر خياليشان ضربه بزنند.
ادامه مطلب
شنبه دهم شهریور 1386ساعت
13:44 توسط مسعود ملک یاری
تگ ها:
رمانچه مکپک دونده








